...

خرید بک لینک
أشدُد بِهِ أزریپشتم را به او استوار کن... (سوره طه/آیه31) این قانون نانوشته ی مرد ها ست...لابد که توی کشاکش معرکه های سخت ، پشت شان به برادرهاشان محکم می شود، گرم میشود؛به برادر های راستین! موسی (ع) هنگامه ی بعثت و رسالت ، از خدا خواسته بود برادرش را همراهش کند. بلکه پشتش محکم بشود...دلش گرم بشود. گفته بود ؛أشدُد بِهِ أزری...گفته بود ؛ پشتم را به هارون محکمکن... داشتم توی قرآنم از روی " أشدُد بِهِ أزری "میگذشم.بعد فکر کردم معلوم میشود وقتی مرد ، کنارنهر ، دانست بیبرادر شده ، چرا باید گفته باشد"إنکَسَرَ ظَهری" چرا باید گفته باشد : کم ......

ما را در سایت ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 16:28

اینکه سفارش فراوان به اشکریختن و عزاداری کردن نموده اندبرای آن است که اشکبر شهید ،اشتیاق به شهادت را به دنبالدارد...خوی حماسه را در انسان زنده و طعمشهادت را در جان او گوارا میگرداند. چون اشک ، رنگ کسی رامیگیرد که برای او اشک ریخته میشود.و همین رنگ را به صاحب اشک نیز می دهند. از این رو انسان حسینی منش ، نه ستم می کندو نه ستم می پذیرد. ╗ آیتالله جوادی آملی╚ ......

ما را در سایت ... دنبال می‌کنید

برچسب: اشک بر اباعبدالله,فضیلت اشک بر اباعبدالله, نویسنده: بازدید: 51 تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 16:28

ظهر روز دهم بود. آقا ایستادند برای نماز.خیلی ها هم آمدند که آخرین نمازشان را به آقا اقتدا کنند.او ولی "آن جای لازم" را پیدا کرد.ایستاد جلو که سپر بلا بشود. جان آقا در امان بماندامام تازه تکبیر گفته بودند که تیر به پاهایسعید خورد.ایستاده بود پیش رو و دست ها را دو طرف تن باز کرده بود. -به خدا قسم اگر بگذارم به حسین در نماز تیر بزنید! حمد میخواندند که تیر به شکمش خورد.رکوع رفته بودند که دست هایش؛سجده رفته بودند که سینه اش؛سجده دوم بود که دست دیگرش؛تشهد میخواندند که چشم هایش؛و سلام می دادند که فرو افتاد... گوشه چشم هاش به آقا بود:"ارضیت؟" ......

ما را در سایت ... دنبال می‌کنید

برچسب: سعید بن عبدالله حنفی,سعید ابن عبدالله حنفی,سعید بن عبداله حنفی,زندگینامه سعید بن عبدالله حنفی,سعید ابن عبداله حنفی,درباره سعید بن عبدالله حنفی,تحقیق سعید بن عبدالله حنفی, نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 16:28

اگر خدا یک « بیــــا » به ما بگوید، کافی است ؛ چون امر خدا عینایجاد و کن فیکون است.دیدی امام حسین-علیه السلام- یک « بیــــا » به زهیر گفت چه شد؟!و او را چگونه ساخت؟!...... امیدواریم به همهی ما یک « بیــــا» بفرماید. ╗ حاج اسماعیلدولابی╚ ......

ما را در سایت ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 1:19

"طرمّاح" فقطچند روز وقت خواست.رفت... و وقتی برگشت ، کار از کار گذشته بود.سر ها بالای نیزه بود... من سالهاست دارموقت میخواهم.سال هاست کریمانه فرصت می دهید...برنگشته ام هنوز!... خواستم بگویم ازمن ناامید نشوید.↩ دعا کنیدبرگردم...امام من؛دعا کنید تا کار از کار نگذشته برگردم. ......

ما را در سایت ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 35 تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 1:19

آنجا که نه فقطحرمله ،بلکه تمام لشکر دشمن چشم انتظار ایستادهبود تا شکستن شما را تماشا کند؛و ضعف و سستی را در چهره تان ببیند ،و شما با صلابتی بی نظیر دست بهزیر خون علی بردید و به آسمان پاشیدید و فرشته ها تمام خون او را به تبرکبه آسمان بردند؛تنها نگاه خدا تحمل این ماجرا را آسان کرد...! سلام علی کوچک!سلام علی دردانه!سلام علی شش ماهه!سلام کوچکترین علی از علی های سه گانه ی حسین! و سلام رباب!سلام مادر علی کوچک!سلام بانوی من! خدا قربانی کوچکشما را بپذیرد...! ......

ما را در سایت ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 80 تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 1:18

سر اسب راکج کرده بود و بی صدا از فاصله دو سپاه گذشته بود .فکر کردهبود که خیلی خوب اگر پیش برود ، می بخشندش و میگذارند با بقیه هفتاد و دو نفر بجنگد...وقتی همگفتند :" خوش آمدی! پیاده شو...بیا نزدیک! "...نتوانست یاد اینافتاد که آب را خودش سه روز پیش ، رویشان بسته. گفت :"سواره می مانم تا کشته شوم ! "میخواستچشم تو چشم نشوند. اصلا حساباین را نکرده بود که بیایند سرش رابگیرند روی زانو...خون هایروی پیشانیش را پاک کنند.باز دلشان راضی نشود !!!دستمال خودشانرا ببندند دور سرش! در خواب هم نمی دید به او بگویند:" آزاد مرد ؛ مادرت چه اسم خوبی رویت گذاشته ا ......

ما را در سایت ... دنبال می‌کنید

برچسب: حر بن یزید ریاحی,حر بن یزید ریاحی شعر,قبر حر بن یزید ریاحی,آرامگاه حر بن یزید ریاحی,مرقد حر بن یزید ریاحی,مقتل حر بن یزید ریاحی,زندگينامه حربن يزيد رياحي, نویسنده: بازدید: 55 تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 7:58

امام رضا(ع) فرمودند : ای پسر شبیب !اگر خوش داری که برای تومثل ثواب آنان کهبا حسین علیه السلام به شهادت رسیده اند باشد ؛ پس هرگاه آن حضرت را یاد میکنی بگو : "یا لَیتَنی کُنتُ مَعَهُمفَأفُوزَ فَوزاً عَظیماً"ای کاش من نیز با آنان بودم و به فوز عظیم (رستگاری بزرگ) می رسیدم . ╗ امالی صدوق/113╚ ......

ما را در سایت ... دنبال می‌کنید

برچسب: ای کاش من هم پرنده بودم,ای کاش من هم پرنده بودم با شادمانی پر میگشودم,ای کاش من هم پاسدار بودم,ای کاش من هم یک پاسدار بودم,ای کاش من هم یک بسیجی بودم,شعر ای کاش من هم پرنده بودم,ای کاش من هم یک پروانه بودم,نعیمه اشراقی ای کاش من هم یک پاسدار بودم, نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 7:58

این که یارانت این همه برایم خواستنی هستند ،از آن روست که توی لشکر تو ،کسی خاکستری نیست!کسی وسط نیست.تکلیف همه با خودشان معلوم است.کسی مبهم نیست. تردید ندارد.در رفت و آمد نیست. و این را وسط معرکه ثابت کرده ؛ نه با حرف !نه با شعار و ادعا... مرحوم دهخدا گفته ، در تداول عامه ، "راست و حسینی " یعنی حرف راست و واضح. بی ابهام ، بی پرده ، بی تردید!چیزی که ماها خیلی وقت ها بلدش نیستیم.یا چون میدانیم سخت است ، وقت های عمل ، از آن فرار میکنیم."راست و حسینی" بودن سخت است...وسط نماندن آسان نیست!دل یک دله کردن ، آن هم توی کشاکش معرکه هایسخت ، کار هرکسی نیست... ......

ما را در سایت ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 11:29

هنوز صدایسه ساله توی گوشتانطنین انداخته. جان از جسم کوچک رقیه پرواز کرده و به باباش پیوست...یادتان میآید؟عصر روزدهم جایی کنار صحرا پیداش کرده بودید.یادتان میآید به بوته خاری پناه برده بود؟پاهاش اماپر خار شده بود. از گوشش خون میچکید. قلبش انگار گنجشک کوچکیتند و تند میزد.محکم بهآغوشتان فشرده بودیدش...ترس برتان داشته بود که نکند هم الان جان از جسمشجدا بشود؟!رقیه اما ماندهبود...از گرمای آغوش شما جان گرفتهبود و از معرکه ی عصر روز دهم، سالم بیرون آمده بود . مدام سراغ بابا را میگرفت و شما یقین داشتید رقیه ماندنی نیست . رقیه دقایقیست ......

ما را در سایت ... دنبال می‌کنید

برچسب: دختری که به قرآن توهین کرد,دختری که به پدرش شیر داد,دختری که به میمون تبدیل شد,دختری که به کانگورو تبدیل شد,دختری که به عقرب تبدیل شد,دختری که به صورتش پاشیدند,دختری که بهش تجاوزشد,دختری که به قران اهانت کرد,دختری که به قران بی احترامی کرد,دختری که به حیوان تبدیل شد, نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 11:29

صفحه بندی